هانا صیدیهانا صیدی، تا این لحظه: 13 سال و 1 روز سن داره

نی نی مامان حوریا

بالاخره مامان شدم

1392/2/30 17:41
نویسنده : حوریا
358 بازدید
اشتراک گذاری

 

niniweblog.com

پلک جهان می پرید

دلش گواهی میداد

اتفاقی می افتد

اتفاقی می افتد

و

فرشته ای از آسمان فرود آمد 

niniweblog.com

سلام به زندگی و ثمره عمرم .... بلاخره مامان شدم من حوریه مامان شدم

niniweblog.comنی نی گلم آنقدر خوشحالم که هرچی فکر می کنم تو وبلاگت چی بنویسم ،چیزی به ذهنم نمیرسه این وبلاگ دو ساله که ساختم تا تمام اتفاقات قبل و بعد به دنیا آمدنت برات به یادگار بزارم

niniweblog.comهستی من دقیقا 4/12/1391 روز شنبه بو د که با یه بیبی چک فهمیدم که مامان شدم روز بعدشم رفتم آزمایش خون دادم و دیگه صد درصد مامان شدنم تائید کرد هنوز کسی نمیدونست جزء من و تو . باهم یه تصمیم گرفتیم که بابا رو سورپرایز کنیم روز 7/12/91 بابا رو به کافی شاپ دالیا توی چهارراه گلستان دعوت کردیم و با یه کیک و برگه آزمایش خبر بابا شدن هادی بهش گفتیم .بابات از اینکه آمدی پیش ما خیلی خوشحال شد بعدشم شب رفتیم خونه مامان کبری و به مامان بزرگ و بابابزرگ و خاله ها(سارا -طیبه- سعیده) خبر دادیم همه کلی خوشحال شدن- تو الان نوه ششم خانواده مادریت میشه و از طرف باباهادی هم نوه سومniniweblog.comکلی کار هست که باید انجام بدم قرار شنبه 12/12/91 برم سونوگرافی و آزمایشات اولیهniniweblog.comمامان قربونت بره هزارتا آرزو برات دارم .امروز هم بابا هادی کلی خرید کرده کهمن بخورم تا تو قوی شیniniweblog.com.هر روز سر کار کلی تو اینترنت درمورد بارداری و رشد جنین اطلاعات جمع میکنمniniweblog.com .شنبه که رفتم سونو دادم مشخص میشه که چند روزت مامانی جونniniweblog.com از الان تا 8ماه دیگه من و بابا هادی باید برای به دنیا آمدنت انتظار بکشیم.

خدایا برای این همه لطفی که در حق من وهادی کردی ازت ممنونم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)